محمد مهدى ملايرى
406
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و گفت : مرگ نيكان آسايش خود آنهاست و مرگ تبهكاران آسايش جهانيان . از او دربارهء مردى كه برادران از وى بريدهاند و از سبب اين كار پرسيدند . گفت : سبب اين كار بىوفايى وى است ، كه او بر ذمهء خود نسبت به آنان - بدانگونه كه آنان نسبت به وى شرط برادرى به جاى آوردهاند - حقى نشناخته ، و شايد هم علت آن باشد كه در برابر لغزش « 1 » برادران تحمل وى كم بوده است . از او دربارهء گناهان و شكرگزارى پرسيدند . گفت : كسى كه به درستى خداوند را سپاس گزارد از گناهان پاك مىشود . گفتند : چه گناهى بر انسان بزرگتر است ؟ گفت : اينكه عيبش بر خودش پوشيده ماند . گفتند : چهچيزهايى شايستهترند كه فراموش نگردند ؟ گفت : اما نزد خردمندان مرتكب گناهان شدن ، و اما نزد نادانان كينهجويى و ستمگرى در آن . گفتند : حسود را چه چيزى بيشتر بر ترك حسد يارى كند ؟ گفت : اينكه بداند رشك بردن آزارى است كه خود به خويشتن دهد ، و او را هيچ حجتى نيست كه نعمتى را از جاى خود به جاى ديگر بگرداند ، و با رشك خود جز نفس خويش را نكاهد . گفتند : آيا حسود تواند كه به محسود زيان رساند ؟ گفت : چگونه اين كار تواند با اينكه وى به چنين مقصودى نائل نگردد مگر آنكه نخست خود را تباه كند و اگر نعمت محسود هم زايل گردد بارى به او نخواهد رسيد . گفتند : چه خصلتى است كه بيش از هر چيز زينت پادشاهان باشد ؟
--> ( 1 ) . در متن عربى چنين آمده : « و قد يكون من قله احتماله ذله اخوانه » به نظر ما صحيح زله اخوانه بايد باشد ، مقتضاى عبارت هم همين است چنان كه در ترجمه فارسى رعايت شده .